آرسینآرسین، تا این لحظه: 9 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

آرسین حبیبی شاهزاده مامان و باباش

98/6/18

مامانی جونم امروز اولین بار از مداد شمعی استفاده کردی تازه برای اولین بار هم فندق تازه و گردو تازه خوردی خودت هم با چکش میشکونی تو زرنگ باهوش منی
20 شهريور 1398

968/6/16

مامانی پسر قشنگم امروز یکدفعه گفتی برقو خاتو کن(برقو خاموش کن) برا اولین بار جمله گفتی میری برقارو خاموش میکنی میگی. کلمات جدید کلی یاد گرفتی میگی انبردست میگی چکش . گلابی تازه به خاله سیما میگی سیما کلی چیز یاد گرفتی تا میگیم بابا ابراهیم چی میگه سریع میگی آرسین بابایی
20 شهريور 1398

98/6/15

پسر قشنگم امشب دارم میام پیشت مامان قشنگم البته تو این چند روز باهات تماس میگرفتم خیلی باهام حرف نزدی همش با عمه سوده بازی کردی صبح تا عصر مهد کودک بودی بعد با یاسر میرفتید خونه مامان سیما ولی الان 2 روزه که بابا یاسرم رفته ماموریت دیگه تو حسابی دلتنگی داری میکنی من امشب ساعت 12 رسیدم اتفاقا با بابا یاسر اومدین فرودگاه ولی شانس من خوابی دلم خیلی برات تنگ شده برات کلی اسباب بازی خریدم تو واتساپ بهت نشونشون میدادم دستتو دراز میکردی میگفتی بده  ...
20 شهريور 1398

98/6/11

پسر قشنگم امشب دارم میرم ماموریت کرمان قراره 5 روز تو رو نبینم با بابا یاسر اومدین فرودگاه وقتی داشتم میرفتم پش سرم گریه کردی منم هلاک دارم میشم دلم مونده پیشت عشق مامانی
20 شهريور 1398

98/06/1

مامانی امروز از طالقان برگشتیم یکدفعه شب تب کردی 2 روز تب داری بعد دو روز یعنی سوم شهریور از مهدکودک اوردمت تمام پاهات و دست و داخل دهانت جوش زد اوردیمت دکتر میگن ویروس جدیده به اسم دست و پا و دهان همه جوش میزنه بعد تابل میشه بمیرم برات مامانی خیلی سخته خیلی درد داره ولی پسر من بزرگ شده تحمل دردش زیاده تا یک هفته هم نباید بری مهد کودک حوصلت حسابی سر رفته ...
6 شهريور 1398

96/5/31

امروز کلی با بابایی تاپ بازی کردی بعد چکش و انبردست بابایی رو برداشتی کلی هم کار فنی کردی ...
6 شهريور 1398

98/05/30

امروز تو حیاط تو طالقان مامان سیما داره رو آتیش رب میپزه دیگه هیچی دیگه تو کلا میگی برید کنار من هم بزنم کلی آتیش میسوزونی البته همش حواسمون بخت هست که اتفاقی برات نیفته. امروز یه کار خیلی جالب و خطرناک کردی بابا یاسر رفت بالای نردبان آلبالو بچینه یدفعه دیدم نیستی نگو شازده رفتی بالای نردبان نمیدونی آرسین چجوری عین فرفره نردبان رو رفتی بالا ماشالله خیلی هم راحت رفتی فاصله پله هاش زیاده نمیدونم واقعا چوری میری بالا ...
6 شهريور 1398