آرسینآرسین، تا این لحظه: 9 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

آرسین حبیبی شاهزاده مامان و باباش

97/1/15

از امروز هر روز با بابا یاسر میبریمت پارک تا میریم پارک بچه ها رو میبینی ذوق میکنی میدوییدی دنبالشون نی نی نی نی بغلشون میکنی انگشت تو چشم میکنی ...
31 فروردين 1397

97/1/14

خودت سوار چرخت میشی خودت پیاده میشی بعضی وقتا هم برعکس سوار میشی ...
31 فروردين 1397

97/1/12

مامانی به چیز جالب هرجا پله باشه از نیم متر مونده به پله میخوابی عقب عقب میای پایبن امروز رفتیم خونه دایی بابا یاسر با اینکه اولین بار بود خونشون بودی نمیدونم چطوری پله بین حال و پذیرایی رو متوجه شدی سذیع دنده عقب گرفتی عقب عقب پله رو رد کردی
31 فروردين 1397

97/1/9

امروز من و تو و مامان سیما و بابا ابراهیم اومدیم سعداباد خیلی خوش گذشت شبش هم عید دیدنی رفتیم خونه خاله معصومه و عمو حمید امان از دست تو بچه یه طوطی هلندی دارن اولش که طوطی تا حرف میزد تو غش کردی از خنده بعدش همش انگشتتو از فقس میبردی واخل دست میزدی به طوطی دخلشو اوردی بعد کلی با دختر کوچولوشون مهرسا بازی کردی میخواستیم بیایم خونه تا تو ماشین انقدر گریه کردی که چرا منو اوردبن ...
31 فروردين 1397

97/1/7

امروز با عمه سوده و مامان سیما رفتی پارک موهات رو هم بسنه بودن جالبه عمه میگفت خودت کلیپس میاری میزاری رو موهات یعنی برتم ببندین بعد از پارک با بابایی رفتی حموم کلی بازی کردی ...
18 فروردين 1397

97/1/5

از امروز یاد گرفتی با خودت حرف میزنی انگشتت رو هم حالت اشاره این ور و اونور میکنی عین ادم بزرگا که بحث میکنن ...
18 فروردين 1397

97/1/3

امروز داریم میریم پاساژ کوروش دم در خونه گربه دیدی دنبالش میکنی ذوق میکنی میگی ماو ماو بعدش اومدیم پاساژتو پاساژ دستمونو ول کردی بدو بدو دوییدی وسط جمعیت خوشحال جیغ میزدی دوست داری همش راا بری بابا یاسر هم دنبالت میدویید
18 فروردين 1397