آرسینآرسین، تا این لحظه: 9 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

آرسین حبیبی شاهزاده مامان و باباش

97/3/3

امروز با مداد رنگی تو دفتر نقاشیت نقاشی کشیدی عمه سوده جون برات دفتر و مداد رنگی گرفته بود شب هم رفتیم خونه عمو حسین و طوبی جون تولد انقدر آقا بودی که همه کیف کردن با اینکه صدا روشن بود و رقص نور بود صدات در نیومد آقا بودی مثل همیشه تو اون همه صدا هم راحت گرفتی خوابیدی مثل همیشه همه عاشقت شدن
3 خرداد 1397

97/3/1

بهت بوس فرستادن رو یاد دادم خیلی بامزه کف دستتو میزاری رو لبت چند تا بوس میکنی صبحا میزارمت خونه مامانی برام بوس میفرستی تازه دستت رو تکون میدی میگی بای بای جدیدا همش میگی ماما من میگم بله خوشت میاد دوباره میگی تا نیم ساعت میگی ماما من میگم بله بهت یاد دادم بگی جوجو میگی جیک جیک تو هم میگی جی جی جی بهت میگم هاپو میگه هاپ هاپ هاپ تو هم میخوای بگی نمیتونی بگی حالت سرفه میکنی مثلا داری میگی هاپ هاپ
3 خرداد 1397

97/2/31

قشنگم امروز بردمت پارک تو پارک دوست پیدا کردی با هم رو چمنا نشستید بازی بازی کردی قشنگم امروز برات تخته شاسی خریدم با ماژیک نمیدونی یذره رو تخته ماژیک کشیدی بعد رو شکمت کلی شکمت رو ماژیکی کردی ...
3 خرداد 1397

97/2/20

امروز با بابا یاسری بردیمت آرایشگاه مثل همیشه آقا بودی تو خیلی عاشق جارویی تو آرایشگاه جارو برداشتی رفتی وسط پاساژ بعد با پسر کوچولو تکپ بازی کردی تاره امروز برا اولین بار فالوده خوردی ...
3 خرداد 1397

97/2/16

مامانی امروز دیگه قشنگ و واضح میگی مامان میگی بابا نمیدونی من و بابا جونت چقدر خوشحالیم چقدر دوستت داریم
3 خرداد 1397

96/2/15

امروز هشتمین دندونت هم در اومد مبارکت باشه قشنگم امروز داریم بر میگردیم تهران تو راه رفتیم خانه روستایی رو پله ها نشوندیمت نمیدونی چه ذوقی میکردی تازه امروز برا اولین بار ازگیل خوردی نوش جونت شیرن من ...
3 خرداد 1397