آرسینآرسین، تا این لحظه: 9 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

آرسین حبیبی شاهزاده مامان و باباش

96/12/18

قشنگم امروز بردیمت آتلیه کلی عکسای قشنگ انداختی اول خواب بودی رسیدیم اونجا بیدار شدی من گفتم الانه که کسل باشی ولی تا رسیدیم 2 تا دختر دوقلو هم داشتن عکس مینداختن انقدر ذوق کردی دوییدی سمتشون بازی میکردی میخندیدی کلی شارژ شدی ساعت 2 رسیدیم تا 6 اونجا بودیم کلی عکسای قشنگ انداختیم 2 تا هم برای مامان سیما و مامان زهرا چاپ کردیم امروز سالگرد ازدواجمون هم هست و هم روز زن اونجا یکی از تم عکسات هفت سین بود تنگ ماهی جلوت گذاشتن اگه بدونی چیکار کردی ذوق کردی دست میکردی تو تنگ ماهی میخواستی بگیریشون کلی ذوق میکردی  ...
24 اسفند 1396

96/12/12

پسرم برات یه تاپ خوشگل خریدم خونه مامان سیما وصل کردم سوار شدی اویش یخورده ترسیدی ولی دیگه خوشت اومد کلی بازی کردی جالبه که تو خومه خودمون سوار نمیشه فقط اونجا دوست داری سوار بشی ...
24 اسفند 1396

96/12/3

امروز فکر کنم بهترین روزت بود کلی عشق و حال کردی رفتیم لب دریا نشوندیمت موج که میزد آب میخورد بهت کلی ذوق کردی تازه کلی هم شن بازی کردی شنها رو بر داشتی تا ازت غافل میشدم میکردی دهنت اصلا یه وضعیتی به سختی جلوتو میگرفتم تو دهنت نکنی میکشوندمت کنار جیغ میزدی که میخوای تو آب باشی آخرش انقدر آب بازی کردی خسته شدی تو ساحل 3 ساعتی خوابیدی
5 اسفند 1396

96/12/2

امرووز رفتیم قنات کاریزما کیش بعد رفتیم درخت سبز تو خیلی بهت خوش گذشت ولی چون امروز کالسکه نزاشتن ببریم خیلی خسته شدی 
5 اسفند 1396

96/12/1

امروز داریم میریم کیش ساعت 5 رسیدیم تا 3 روز دیگه هستیم دیگه حسابی شیطونی کزدی تو حیاط هتل حسابی کیف داری میکنی آبنمای خیلی قشنگ وسط حیاطه ذوق میکنی سمت آب میدویی تا بچه کوچیک میبینی میدویی سمتشون بیچاره ها از دستت فرار میکنن میدویی میری بغلشون کنی و ذوق میکنی آخه تو خیلی مهربونی هرکی تورو میبینه عاشقت میشه همش میگن بزار از پسرتون فیلم بگیریم ماشالله چقدر شیرینه مامانی روز آخر هم تو آتلیه خود هتل ازت عکس گرفتیم خیلی عالی شدی   ...
5 اسفند 1396

96/11/26

قشنگم امروز کتونی پات کردم که دیگه یاد بگیری با کفش راه بری اولش یخورده میترسی پاهاتو باز میزاری راه میری یذره راه رفتی نشستی ولی دیگه کلی خوشت داره میاد کتونیت هم قشنگه زیرش چراغ داره عمه سارا برا تولدت گرفته بود ...
5 اسفند 1396

96/11/24

مامانی یه دستگیره دارم مدل ماکارونیه رشته رشته است مثلا گربه است میارم تو صورتت میگم میو تو هم یاد گرفتی همش میگی میو.... خیلی جالبه دارم میبرم بخوابونمت تاریکه همه جا رفتی دستگیره رو برداشتی میگی میو یعنی منتظری بیام باهات بازی کنم
25 بهمن 1396