آرسینآرسین، تا این لحظه: 9 سال و 10 ماه سن داره

آرسین حبیبی شاهزاده مامان و باباش

97/7/5

پشت سر هم میگی ماما تا من نگم بله انقدر صدام میکنی تا بگم بله بعدش پشت سر هم میگی ماماماماما  بعد شروع میکنی حرف زدن به زبون خودت یه جمله که میگی دوباره میگی ماما دوباره حرف میزنی ازه تا وسیله ای میفته مین میگی اوتاد . وقتی خونه مامان سیما هستی تا آیفون روشن میشه میدویی دم در میگی مامان . قربونت برم که منتظر منی عزیزم بعد تو خونه هرکی تلفن میزنه یا زنگ میزنه میگه مامانه . چون تو خونه مامان سیماینا منتظر منی هر کی زنگ میزنه میگن مامانه تو یاد گرفتی . تازه یه کار دیگه اینکه من برات شعر میخونم تو هم یاد گرفتی ریتم شعر رو میگی . یا تا میگم موش اومد و موش اومد تو هم میگی مد  مد  مد . میگم آنیسا مانیسا تو میشینی میگی هی
18 مهر 1397

97/6/29

امشب اومدیم خونه عمو مهدی و خاله سارا تو کلی با یون بازی کردی به زبون هم با همدیگه حرف میزدین کلی باهاش دالی بازی کردی
18 مهر 1397

97/6/28

امشب اوردیمت هیأت کلی تعجب کردی ولت میکردیم وسط هیئت میدوییدی تازه سینه زدن هم یادت دادم
31 شهريور 1397

97/6/25

امروز برا اولین بار پشمک خوردی کلی تعجب کردی کلی هم خوشت اومد ...
31 شهريور 1397

97/6/15

امروز برات آبرنگ خریدم کلی خوشت اومد یخورده باهاش نقاشی کردی ...
31 شهريور 1397

97/6/18

قربونت بشم مهربون من یاد گرفتی اروم میای منو بوس میکنی تو عسل منی نمکدون من وقتی کار بدی میخوای بکنی انگشتتو میاری تکون میدی خودت میگی نه نه نه 
31 شهريور 1397

97/6/15

امروز اوردیمت لب دریا خواب بودی تا بیدار شدی دریا رو دیدی ذوق کردی لباستو عوض کردم بدو بدو رفتی تو آب اصلا نمیتونستم جلوتو بگیرم همش میرفتی جلو ذوق میکردی بچه ها هم تو اب بازی میکردن کلی هم اب دریا خوردی دیگه داشتیم میاوردیمت از اب بیرون هوا سرد شده بود انقدر گریه کردی ...
31 شهريور 1397