آرسینآرسین، تا این لحظه: 9 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

آرسین حبیبی شاهزاده مامان و باباش

97/10/4

امروز خونه مامان سیما برات تولد گرفتن کلی ذوق کردی یه کیک خوشگل باب اسفنجی عمه سوده برات درست کرد فقط امشب یخورده اذیت کردی هر کاری کردیم 6 نفری نتونستیم لباست رو عوض کنیم لباسات رو پرت میکردی میگفتی لباس تو خونه ای تنم باشه دیگه با همون لباس خونه برات جشن گرفتیم شیطونک دیگه 2 سالت تموم شد آقا شدی برا خودت
30 دی 1397

97/9/24

یاد گرفتی یه چیزی میخوای میگی ماماجا(یعنی مامان جان) میگی مامامتا(یعنی مامان مهسا)
30 دی 1397

97/9/22

امشب اومدیم خونه عمو آرش مهمونی کلی مهمون داشتن صدای آنگ که بود رفته بودی وسط دست میزدی میگفتی دست دست تازه آخر شب رفتی تو بغل یه خاوم خوشگل میگفتی شکمم رو بمال تازه دستش رو میبردی رو شکمت که کجاها رو بالی تو خلی جیگریا
30 دی 1397

97/9/21

امشب خونه مامان سیما برا من تولد گرفتن تو انقدر ذوق کردی که حد نداشت تا کیک رو اوردن قبل اینکه شمع روشن بشه ذوق کردی دست زدی میی هو هو هو کلی کیف کردی
30 دی 1397

97/9/16

خیلی بلا شدی هر کسیو میبینی مدل خودش تکه کلامهای خودش رو میگی تا بابایاسرو میبینی ادای خندشو در میاری میگی گی گی یه (اخه بابا یاسر بهت همیشه میگه گی گی) با مامان زهرا که حرف میزنی تا گوشی رو بر میداره میگی آیه (یعنی آره) بعد میگی آ بابایی رو که میبینی میگی هاگیگی
30 دی 1397