آرسینآرسین، تا این لحظه: 9 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

آرسین حبیبی شاهزاده مامان و باباش

96/8/6

خونه مامانی سیما کلی سبزی پلو خوردی نوش جونت بشه عشق مامانی
7 آذر 1396

96/8/1

مامانی جونم امروز نشستی کنار میز هرچی وسیله گذاشته بودم قشنگ دستتو دراز کردی برداشتی دیگه همه چیزو باید از دم دستت بردارم
7 آذر 1396

96/7/22

امروز یخورده چهار دست و پا رفتی یذره نشستی دوباره چهاردست و پا شدی آخه تا الان وقتی چهاردست و پا میرفتی هیچوقت نمیشستی یدغعه دراز میکشیدی. دیگه قشنگ میتونی چهار دست و پا بری ...
7 آذر 1396

96/7/21

عاشق اینی که بابا یاسر تخمه بشکونه وقتی تق تق صدا میده کیف میکنی امروز بابا یاسر داشت تخمه هندونه میخورد انقدر تو دهنش نگاه کردی که مجبور شد یذره بده بخوری اولین باری بود که تخمه هندونه خوردی کلی هم خوشت اومد
24 مهر 1396

96/7/18

دیگه کم کم داری چهار دست و پا رو یاد میگیری یذره خودتو بلند میکنی هول میدی جلو یخورده خیز بر میداری جالبه زحمت میکشی چند قدم میری جلو دوباره همونو بر میگردی عقب ...
24 مهر 1396

96/7/15

امروز خونه مامان سیما سوپ خودتو نخوردی سر سفره کلی باهاشون فسنجون خوردی .پسری من عصری اومدیم خونه پستونکتو خودت از زمین برداشتی گذاشتی دهنت شروع کردی به خوردن نمکدون من
24 مهر 1396

96/7/14

دارم تو آشپزخونه غذا درست میکنم تو هم تو حال بازی میکنی یدفعه دیدم نیستی نگو آقا خزیده و قل خورده رفته زیر مبل ...
24 مهر 1396

96/7/13

تولد سیما جونه اومدیم خونه دایی علی اگه بدونی داری چیکار میکنی یه تیکه لیمو ترش با دستم دارم میدم انگار نه انگار که لیمو ترشه همچین خوردی که حتی اصلا دهنتو جمع نکردی. جالب اینکه تا دستمو میکشم کنار دست منو میاری نزدیک دهنت لیمو بخوری هرکی ندونه انگار لیمو شیرین داری میخوری دوستت دارم شیرین عسل من 
24 مهر 1396

96/7/10

امروز عصری بابا یاسر گفت دوست دارم من آرسینو بخوابونم غافل از اینکه آرسین باباشو خواب کرد خودش بیدار موند😃😃😃 ...
24 مهر 1396