آرسینآرسین، تا این لحظه: 9 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

آرسین حبیبی شاهزاده مامان و باباش

98/8/17

مامانی چراغ قوره روشن میکنی مارو میترسونی میگی وای هیویا وای هیویا وای سایه  دستت رو میگیری جلو چراغ قوه سایه میندازی رو دیوار ...
20 آذر 1398

98/8/12

مامان قشنگم یاد گرفتی تا 10 انگلیسی میشماری تازه حروف انگلیسی رو هم تا آخر میخونی تو باهوشک منی
20 آذر 1398

98/8/10

امروز تو دلیجان با یه پسر ناز دوست شدی باهات کلی بازی میکنه با هم دوستیت دنبال بازی میکنه میترسونتت تو بهش میگی هیولا هرچی میگیم اسمشو بگو بازم میگی هیولا ...
22 آبان 1398

98/8/10

امروز هم تو دلیجان خونه خاله مریم هستیم قناری دارن با دوسس پیش قناریها بازی میکنی ...
22 آبان 1398

98/8/9

امروز اومدیم دلیجان عروسی خاله نسترن تو تالار فقط میگی بشینید کنار من نرقصی یخورده با بچه ها بازی کردی  ...
22 آبان 1398

98/8/8

امروز هالوینه عمو موسقی اومده دوستات خودشون رو درست کردن تو هم میوه هاتو اوردی مهد   ...
22 آبان 1398

98/8/7

فردا تو مهد کودک جشن هالوین دارید بابا یاسر کلی امشب برات میوه تزئین کرد تو هم بهشون میگی هیولا فقط هرکاری کردیم نزاشتی رو صورتت نقاشی کنیم دوست نداری ...
22 آبان 1398