آرسین شاهزاده مامان و باباش

97/7/14

برای اولین بار کوکو تره و نرگسی اسفناج و ژله خوردی همه رو هم خوشت اومد
18 مهر 1397

97/7/13

مامانی جونم امروز برات یه میکروفون خریدم که وقتی حرف میزنی صداتو پخش میکنه اولش ازش ترسیدی ولی بعدش کلی کیف کردی همش صدا در میاری که صدات پخش بشه . امشب مامان سیماینا اومدن خونمون هیچی دیگه تا اونا لباس پوشیدن تو هم سریع دمپاییت رو پوشیدی گفتی بای بای خلاصه اینکه رفتی بغلشون باهاشون رفتی خونشون تازه با ما هم بای بای کردی هرکاری کردم بغلت کنم بوست کنم از ترس اینکه نزارم بری انقدر گریه کردی چسبیدی به عمه سوده و نیومدی بغلم باهاشون رفتی فردا صبحش هم 5 صبح بیدار شدی همشون رو از خواب بیدار کردی تو تاریکی رفتی گوشی مامان سیما رو دادی بهش که برات فیلم و عکس نشون بده تو خیلی وروجکی
18 مهر 1397

97/7/12

امروز من خونه تکونی داشتم دیگه تو هم حسابی کیف کردیا تشک مبل رو گذاشته بودم کنار همش میری بالاش از اون بالا سر میخوری دیگه کلی بازی میکنی قربونت بشم کلی هم کمک مامان میکنی از من رایت و دستمال رو گرفتی شروع کردی کابینت رو دستمال کشیدن عسلکم
18 مهر 1397

97/7/10

امروز بابا یاسر کلی رو دست و پات نقاشی کشید تو هم یاد گرفتی همش با خودکار رو دست و پات نقاشی میکشی
18 مهر 1397

کارهای بامزه

قربونت برم من انقدر قشنگ میرقصی تا صدای آهنگ میاد میگی نای نای دستاتو حالت بشگن زدن میکنی میشینی بعد بند میشی پاهاتو میکوبی زمین بعد میچرخی
18 مهر 1397

97/7/9

امروز اوردمت شهر بازی بوستان کلی بازی کردی از ذوقت جیغ میزدی صدات کل پاساژ رو گرفته بود قشنگم کلی بهت خوش گذشت اصلا دوست نداشتی بیای خونه
18 مهر 1397

97/7/8

امروز داشتی مسواک میزدی یدفعه دیدم صدات نمیاد دیدم مسواک تو دهنت رو مبل خوابت برده کوچولو موچولو من
18 مهر 1397

97/7/5

پشت سر هم میگی ماما تا من نگم بله انقدر صدام میکنی تا بگم بله بعدش پشت سر هم شروع میکنی حرف زدن به زبون خودت یه جمله که میگی دوباره میگی ماما دوباره حرف میزنی ازه تا وسیله ای میفته مین میگی اوتاد . وقتی خونه مامان سیما هستی تا آیفون روشن میشه میدویی دم در میگی مامان . قربونت برم که منتظر منی عزیزم
18 مهر 1397

97/6/29

امشب اومدیم خونه عمو مهدی و خاله سارا تو کلی با یون بازی کردی به زبون هم با همدیگه حرف میزدین کلی باهاش دالی بازی کردی
18 مهر 1397
1