آرسینآرسین، تا این لحظه: 9 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره

آرسین حبیبی شاهزاده مامان و باباش

98/10/15

مامانی جونم میشینی رو صندلی کوچولو خودت لب تاب رو میزاری جلوت کارتون میبینی به کارتون بتمن میگی روباه خیلی کارات بامزه هست تازه میگی هاجیل بیار (آجیل) میشینی آجیل میخوری ...
25 دی 1398

98/10/12

دوباره امروز تولد داریم مامان سیماینا و عمه ساراینا اومدن خونمون برات جشن گرفتیم کادو هم کتاب گرفتی هم بازی آموزشی  ...
25 دی 1398

98/10/6

امشب دایی علی و سیما جون اومدن خونمون برات جشن تولد گرفتیم یه دریل و بولیز و شلوار هدیه گرفتی کلی با دریلت بازی میکنی مثلا دیوار رو سوراخ میکنی ...
25 دی 1398

98/10/05

مامانی قشنگم پسر قشنگم روز به روز بزرگتر میشی آقا میشی امروز برای جشن تولد 3 سالگیت اومدیم خونه مامان زهرا با نیما و خاله و مصی و دیبا کلی تولد بازی کردیم(روز تولدت 4 دی ماه هست) ...
25 دی 1398

98/9/28

امشب اومدیم خونه عمو حسین و طوبی اومدیم دیدن پسر کوچولو نازشون به اسم هامون تا من هامون کوچولو رو بغل میکنم تو میای پاشو میکشی که من بغلش کنم
25 دی 1398

۹۸/۹/۱۵

یاد گرفتی کله ملق میزنی البته امروز فقط وقتی داشتی با واتساپ با عمه سوده حرف میزدی جلو اون کله ملق زدی
20 آذر 1398

حرفها و کارهای جدید در آذرماه

ماشینم کو . ماشینم نیست . افتاد زمین . زمین خوردم . سرده . خنک . داغه . آرسین حبیبی . خاله سحر.درست شد . پیدا شد تا کسی عطسه میکنه میگی سرما خودی ***شعر دویدم دویدم رو میخونی به جای اینکه بگی دو تا خاتون رو دیدم میگی دوتا بسنی خریدم آخ نمکدون من ***همش راه میری با خودت میگی بخویم هاجیل(آجیل) بخویم . شیرینی بخویم پرکال(پرتقال) بخویم ***شعر جدید میدوم این سو میدوم آن سو میپرم پایین میپرم بالا(به اینجا که میرسی میپری بالا پایین ***یاسر میگیره فشارت میده میگی نتن یاسر نتن یاسر درد مییره(میگیره) دستتو میبری بالا میگی بالا بعد میگی بالاتر ***یاسر حالش بد بود بالا میاورد اومدی میگی یاسر بالاتر میاره* نمکدون من این بالا رو با با...
20 آذر 1398