1400/4/14
امروز اومدیم بخیه رو باز کنیم از 10 تا بخیه 3 تا فقط مونده انقدر که میپری بالا و پایین با این پا و پانس مان دوباره میری روی شیشه میپری نمکدون من اسم دکتر رو یاد گرفتی تو بیمارستان داد میزنی بابک کو اسم دکتره بابک منفرد هست ...
1400/4/9
اومدیم با یاسر طالقان تو هنوز پات 10 تا بخیه داره انقدر ورجه ورجه میکنی این ور اون ور چند تا بخیه باز شد تازه میری آلبالو هم میچینی برگشتنی وسط جاده نگه داشتیم چایی و بلال خوردیم ...
نویسنده :
مهسا
11:53
1400/4/3
پسرک شیطون پریدی رو شیشه پاهات برید رفتیم دکتر بخیه زدی بعد عصری اومدیم خونه مامان زهرا تولد مانیا یه پایی راه میری مانیا هم کمکت میکه دستت رو میگیره ...
1400/4/1
با هم اومدیم دمپایی برات خریدم کلی خوشت اومد کل راه دستته همش هم میگی میخوام رو فرش پام کنم ...
نویسنده :
مهسا
11:47
کارهای خرداد
یاد گرفتی میگی whats your dadi name? my dadi name is yaser
نویسنده :
مهسا
11:43
1400/3/17
امروز مامان زهرا فوت شد تو هم تو این چند روز مانیا رو دیدی با هم بازی کردین تازه خونشون هم رفتی ...
1400/3/16
امروز با ارسین خوشگلم و بابا یاسر اومدیم باغ ایرانی هم پیاده روی کردیم و هم اونجا تاپبازی و سرسره بازی کردی ...
1400/3/15
امشب تولد بابا یاسره کلی تولد بازی داریم میکنیم ...









