آرسین شاهزاده مامان و باباش

96/12/23

وای خدا از دست کارای بامزه تو نصف شب ساعت 3 از تخت خودت که کنارمونه خودتو انداختی رو من خوابالو خوابالو بعد دیدی جا نیست دوباره همینطور که اومدی پایین رفتی بالا تو خواب هم بودی
24 اسفند 1396

96/12/22

امشب چهارشنبه سوریه تورو اوردم جلو در آتیش بسوزونی از تو بغل من میخواستی خودتو بندازی بری سروقت آتیش ذوق میکردی نمیتونستم نگهت دارم تا ولت میکردم میدوئیدی سمت آتیش ترقه مینداختن تو کیف میکردی ذوق میکردی جیغ میزدی تا میاوردمت خونه اشک میریختی که منو ببر پایین ...
24 اسفند 1396

96/12/20

پسرم گذاتشتمت رو تخت اتاق خودت بازی کنی کلی شیطونی کردی همش بازی میکردی رو تخت یه کار خطرناک دیگه هم کردی آویز موزیکال تختت رو انداختی پایین بعد از تخت آویزون میشدی بیای پایین اونو ورداری از یطرف هم میترسیدی همش دنبال یه جایی میگشتی بگیری بیای پایین ...
24 اسفند 1396

96/12/18

یکی دیگه از تمای عکست زمستون بود کلی برف درست کرده بودن تو هم همش با برفا بازی میکردی پخش میکردی اینور اونور ...
24 اسفند 1396

96/12/18

یه تم دیگه کریسمس بود انقدر کارهای بامزه میکردی موقع عکس انداختن ...
24 اسفند 1396

96/12/18

یه تم دیگه اتاق بازی بود تو عاشق اینی که هر وسیله ای سوراخ داره انگشتتو بکنی داخلش یکی از حلقه های بازی رو گرفته بودی انگشتتو کردی بودی داخل کلی از دستت خندیدیم ...
24 اسفند 1396

96/12/18

قشنگم امروز بردیمت آتلیه کلی عکسای قشنگ انداختی اول خواب بودی رسیدیم اونجا بیدار شدی من گفتم الانه که کسل باشی ولی تا رسیدیم 2 تا دختر دوقلو هم داشتن عکس مینداختن انقدر ذوق کردی دوییدی سمتشون بازی میکردی میخندیدی کلی شارژ شدی ساعت 2 رسیدیم تا 6 اونجا بودیم کلی عکسای قشنگ انداختیم 2 تا هم برای مامان سیما و مامان زهرا چاپ کردیم امروز سالگرد ازدواجمون هم هست و هم روز زن اونجا یکی از تم عکسات هفت سین بود تنگ ماهی جلوت گذاشتن اگه بدونی چیکار کردی ذوق کردی دست میکردی تو تنگ ماهی میخواستی بگیریشون کلی ذوق میکردی  ...
24 اسفند 1396

96/12/12

پسرم برات یه تاپ خوشگل خریدم خونه مامان سیما وصل کردم سوار شدی اویش یخورده ترسیدی ولی دیگه خوشت اومد کلی بازی کردی جالبه که تو خومه خودمون سوار نمیشه فقط اونجا دوست داری سوار بشی ...
24 اسفند 1396