آرسین شاهزاده مامان و باباش

97/2/20

امروز با بابا یاسری بردیمت آرایشگاه مثل همیشه آقا بودی تو خیلی عاشق جارویی تو آرایشگاه جارو برداشتی رفتی وسط پاساژ بعد با پسر کوچولو تکپ بازی کردی تاره امروز برا اولین بار فالوده خوردی ...
3 خرداد 1397

97/2/16

مامانی امروز دیگه قشنگ و واضح میگی مامان میگی بابا نمیدونی من و بابا جونت چقدر خوشحالیم چقدر دوستت داریم
3 خرداد 1397

96/2/15

امروز هشتمین دندونت هم در اومد مبارکت باشه قشنگم امروز داریم بر میگردیم تهران تو راه رفتیم خانه روستایی رو پله ها نشوندیمت نمیدونی چه ذوقی میکردی تازه امروز برا اولین بار ازگیل خوردی نوش جونت شیرن من ...
3 خرداد 1397

96/2/14

امروز صبح عمه سوده برات یه حباب ساز گرفت نمیدونی چه ذوقی میکردی میپریدی بالا حباب رو بگیری تازه ظهر رفتیم بندر انزلی گلی کنار دریا بازی کردی شن بازی و اب بازی و تازه اونجا پارک بود سرسره سواری کردی بعد تو پاساژ یه ماشین برات گرفتیم که سوار بشی کلی بهت خوش گذشت ...
3 خرداد 1397

97/2/13

امروز داریم میریم قلعه رودخان تو راه برای ناهار کنار رودخونه نگه داشتیم تو کلی بازی کردی یاد گرفتی بهت میگفتم سنگ پرت کن تو اب پرت میکردی تو رودخانه رفتی اب بازی کردی شیطونی کردی کلی شب هم بابا یاسری از قلعه رودخان یه اسباب بازی قشنگ برات خریدحتی تو راه اسباب بازی رو محکم دستت گرفته بودی ...
3 خرداد 1397

96/2/12

امروز با مامان سیماینا داریم میریم گیلان یذره تو ماشین ما نشستی یذره می فتی تو ماشین بابا ابراهیم دیگه کلی کیف میکنی اولین روز رو میریم ماسال تو راه ماسال یجای خیلی خوب برا خوردن ناهار اومدیم یه جنگل تو هم تا جایی که میشه داری بدو بدو میکنی بعد از اینکه رسیدیم ماسال رفتیم کلی گشتیم ماسال خیلی قشنگه هپه جا پر از مه هست خیلی عالیه ...
3 خرداد 1397

97/2/9

قربون اون لب دهنت برم امشب بهت یاد دادم میگی یک دو سه 
3 خرداد 1397

97/2/7

امروز 7 مین دندونت دراومد  همیشه با اسکایپ با عمه سارا تماس میگیریم تصویری صحبت میکنه باهات خیلی برات جالبه همش پشت موبایل رو نگاه میکنی فکر میکنی کسی اون پشته عزیز دلم قربونت بشم . تازه از امروز دیگه قشنگ بای بای میکنی ...
8 ارديبهشت 1397

97/2/5

یه بازی فکری. داری که حلقه رو پرت میکنن داخلش چند روز پیش یدونه حلقه صورتی رو انداختی داخلش مامان سبما تشویقت کردحالا امروز از بین اون همه حلفه فقط میخوای صورتی رو بندازی تازه نگاه میکنی که مامان سیما هم تشویقت کنه تو باهوشک منی تو عشق مامان و بابایی
8 ارديبهشت 1397

97/2/4

عاشق کارایی که میکنی هستم یه بالشت داریم دو طرف بالشت سوراخ داره باور کن من تا الان نمیدونستم شب برقا رو خاموش کردم بخوابیم دیدم بی صدا سرگرم یه کاری هستی برق رو روشن کردم دیدم انگشتتو کردی تو سوراخ بالشت نمیدونم چرا هر جا تو زمین تو دیوار جایی سوراخه عاشق اینی که انگشتتو بکنی اون تو ...
8 ارديبهشت 1397