آرسین شاهزاده مامان و باباش

97/4/18

امروز بابا یاسر داشت میرفت باشگاه تورو انداختیم تو ساک ورزشی بابا تازه پاهاتو رو هم انداخته بودیب  عصری هم رفتیم بوستان کلی تو شهربازی توپ بازی کردی توپها رو همش مینداختی بیرون اصلا وسط تپ گم میشدی ...
17 مرداد 1397

97/4/17

مامانی خیلی دوست داری خودت غذا بخوری هروقت بهت غذا میدم یه ظرف غذا هم جلوت میزارم خودت میخوری قاشق میکنی تو ماست میخوری تا میگم به منم بده قاشق رو میکنی دهن من میگی هاممم  ...
17 مرداد 1397

97/4/16

با بابا یاسر پشت فرمون میشینی رانندگی میکنی تازه بشگن زدن هم یاد گرفتی / امروز رفتی تو سینی نشستی نیم وجبی / یه کار بامزه که انجام میدی اینه که صندلی دوچرخت رو  برمیداری میری تو خود دوچرخت می ایستی حرکت میکنی ...
17 مرداد 1397

97/4/14

امروز واکسن یک سال و نیمتو زدیم انقدر که تو آقائی با گوشی سرگرمت کردی اصلا نفهمیدی کی به دستت امپول زدن بعدش بردیمت پارک
17 مرداد 1397

97/4/12

امشب خونه مامان سیما رومیزیشون رو انداختی زمین مثلا جانمازه حالت خوابیده و سجده رفتی عزیزم ...
17 مرداد 1397

97/4/10

امروز چشمک زدن یاد گرفتی 2 تا چشماتو خیلی بامزه جمع میکنی
17 مرداد 1397

97/4/9

داشتی میدوئیدی سرت خورد به دیوار بدو بدو رفتی دیوارو زدی ...
17 مرداد 1397

97/4/7

امروز تب داری خیلی انقدر گرمته میری کف آشپزخونه میخوابی که خنک بشی ...
17 مرداد 1397

97/4/5

امروز از حموم اومدی بیرون حوله تنی پوشوندم انقدر بانمک شدی موش موشک ...
17 مرداد 1397

97/4/2

خونه مامان زهرا بودیم گفتم برو مامانی رو بوس کن بدو بدو رفتی بغلش یه چیز جالب اینکه هرکی میخواد بوست کنه سرتو میاری بوس کنه بعد که بوست میکنه فکر میکنی میخوای بری بای بای میکنی میگی بای بای
17 مرداد 1397