آرسین شاهزاده مامان و باباش

97/4/10

امروز چشمک زدن یاد گرفتی 2 تا چشماتو خیلی بامزه جمع میکنی
17 مرداد 1397

97/4/9

داشتی میدوئیدی سرت خورد به دیوار بدو بدو رفتی دیوارو زدی ...
17 مرداد 1397

97/4/7

امروز تب داری خیلی انقدر گرمته میری کف آشپزخونه میخوابی که خنک بشی ...
17 مرداد 1397

97/4/5

امروز از حموم اومدی بیرون حوله تنی پوشوندم انقدر بانمک شدی موش موشک ...
17 مرداد 1397

97/4/2

خونه مامان زهرا بودیم گفتم برو مامانی رو بوس کن بدو بدو رفتی بغلش یه چیز جالب اینکه هرکی میخواد بوست کنه سرتو میاری بوس کنه بعد که بوست میکنه فکر میکنی میخوای بری بای بای میکنی میگی بای بای
17 مرداد 1397

97/4/1

امشب رفتیم با بابا یاسر جیگرکی کلی هم دوست داشتی خوشت اومد
17 مرداد 1397

97/3/29

امروز کلی خونه مامان سیما آب بازی کردی کیف کردی آخه عشق حموم و ؟آب بازی داری وای خدا امروز یه کار بامزه دیگه کردی کارتن پوکویو از کارتونهای مورد علاقته داشتی نگاه میکردی وسطهای کارتن جاهایی که آهنگ داره قبل از اینکه آهنگ رو بزنن خودت شروع کردی آهنگشو گفتن تو باهوشک منی ...
17 مرداد 1397

97/3/27

قشنگ مامان یاد گرفتی تلفن رو میزاری بغل گوشت میگی awwwww
17 مرداد 1397

97/3/26 اولین خوراکیها

برای اولین بار پاستیل خوردی میوه هایی مثل آلو شلیل و هلو / طالبی و خربزه و هندوانه خوردی کلی هم همه رو دوست داری
17 مرداد 1397

97/3/17

مامانی خیلی کم غذا میخوری برا اینکه تشویقت کنم تا یه قاشق میخوری دست میزنم میگم به به تو هم یاد گرفتی تا خودت غذا میخوری یا کس دیگه غذا میخوره دست میزنی میگی به به
22 خرداد 1397