آرسین شاهزاده مامان و باباش

97/5/15

عشق مامانی هر دفعه کار خرابی میکنی شیطونی میکنی خودت سریع انگشتتو تکون میدی میگی نه نه نه نه  قربونت برم که همه چیز رو ازمون زود یاد میگیری
24 مرداد 1397

97/5/11

من بیسکویت میزدم تو چایی میخورم تو هم سریع یاد گرفتی تا بهت بیسکوئیت میدم میزنی تو چایی میخوری
17 مرداد 1397

97/5/1

مامانی رفتیم خیابان گذرنامه کلی برات لباسهای قشنگ خریدیم کلاه هم برات خریدیم با لباسهای قشنگت تو کوچه بدو بدو میکنی 3 تا خونه بعد از ما یه ستونه که بالاش چراغ داره عشق اینو داری که بری دم ستون بغلش کنی ...
17 مرداد 1397

97/5/5

امروز برات یه صندلی قشنگ خریدم میشینی روش کارتن میبینی کلی هم از صندلی میری بالا میای پایین از رو صندلی میپری رو مبل ...
17 مرداد 1397

97/5/9

وقتی شیشه میخوری پاهاتو میندازی رو هم عاشقت میشم چایی پونه برات دم میکنم میری بالشتتو بر میداری میری رو تخت تنها برا خودت میخوابی پاهاتو رو پاهات میندازی شیشه میخوری ...
17 مرداد 1397

97/4/28

گوشی منو برمیداری من دوربینش رو میارم کلی از خودت عکس میندازی غش غش هم میخندی ...
17 مرداد 1397

97/4/25

مامانی امروز دهمین دندونت دراومد مبارکت باشه امروز ماشن لباسشویی آب میداد خراب شده تو هم که عشق آب بازی بدو بدو اومدی کف آشپزخونه آب بازی کنی دیگه مجبور شدم گذاشتمت تو حموم آب بازی کردی ...
17 مرداد 1397

97/4/22

امروز برا اولین بار رو صندلی بغل ماشین کنار راننده نشستی کمربندت رو هم بستم دیگه بزرگ شدی آقا شدی برا خودت ...
17 مرداد 1397

97/4/21

امروز اولین بار بردمت آرایشگاه زنانه تو سالن بازی میکردی میپریدی ذوق میکردی . امروز برا اولین بار هم دوغ خوردی کلی خوشت اومد
17 مرداد 1397

97/4/20

امروز بردمت ارک یونا دوستت هم اومد کلی تاپ بازی کردی سرسره بازی همش هم از سرسره میری بالا میرفتی بالای راهرو سرسره میپری اینور میپری اونور تازه یه کار دیگه دور پارک دیوار کوتاهه خودتو کشوندی رفتی بالای دیوار راه رفتی شوکه بودم شیطونک کلی ذوق میکنی تا پارک رو میبینی ذوق میکنی میگی بییییم یعنی بریم امروز بلال هم برا اوبین بار خوردی کلی خوشت اومد  ...
17 مرداد 1397